سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

433

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

بدهكاريهايش را پرداخت يا جايز نيست ؟ بايد بگوئيم : در آن دو احتمال است : احتمال اوّل : آنكه جايز نباشد و دليل آن اينست كه : در اخبار وارده حكم شده به اينكه ديه را بايد صرف صدقه و وجوه برّ نمود و پرواضح است كه به قضاء دين صدقه و برّ اطلاق نميشود . مضافا به اينكه قضاء دين ملازم با ارث مىباشد يعنى از هرمالى كه بتوان ديون ميّت را پرداخت قطعا ورثه ميت نيز ارث خواهند برد زيرا ظاهر آيه مقتضى چنين معنائى مىباشد و چون از ديه مذكور چنانچه گفتيم ورثه قطعا نمىتوانند ارث ببرند لاجرم جواز قضاء دين نيز يقينا بايد منتفى باشد . احتمال دوّم : بگوئيم قضاء دين ميّت از آن جايز است و دليل آن اينست كه : اساسا دادن صدقه و صرف ديه در وجوه قربت به منظور انتفاع ميّت مىباشد و جاى ترديد نيست اگر ديون وى را از آن بپردازند نفع آن بيش از صرف ديه در صدقه و وجوه قربت مىباشد . از اين گذشته قبول نداريم كه به قضاء دين ، اطلاق عنوان [ برّ ] نشود و داخل در اين امر نباشد بلكه دادن ديون و استخلاص ميّت از حقوق النّاس اعظم وجوه برّ محسوب مىشود چه آنكه از جمله وجوه برّ و قربت و سبيل اللّه كه حضرات در ابواب فقه همچون باب زكات مىشمرند قضاء دين غارم ( بدهكار ) بوده كه اينجا خود يكى از مصاديق آن محسوب مىشود بنابراين هيچ اشكال و محذورى در صرف ديه در فضاء ديون ميّت وجود ندارد .